قرنها پيش سقراط ،فيلسوف نابغه ، در مورد واژه عقل و عقلانيت بسيار سخن گفته بود كه قبلا درمقاله تفكر سقراطي به آن پرداخته بودم.يك قرن پيش جان ديوئي پراگماتيست مشهور در مورد راههاي حل مسئله متون و كتابهاي زيبايي را نوشته است.در سالهاي دور ماكس وبر جامعه شناس و تئوريسين مديريت معروف آلماني در مورد عقلانيت و بخصوص مديريت عقلاني بسيارنوشته بود.
منظور همه صاحبنظران حوزه عقلانيت از عقل ،پيشگيري است.عقل يعني توانايي ما در راهبردهاي زندگي .عقل يعني زير سوال بردن پيش فرضها و عقايد و عادتها .(براي مطالعه بيشتر مي توانيد به مقاله عقل چيست مراجعه كنيد.)انسان و مدير عاقل از امور نادرست پيشگيري كرده و مانع از بروز بي نظمي و بحران مي شود.مديريت عقلاني يعني به كار بردن عقل و درايت در تصميم گيريهاي خرد و كلان مديريتي و به كار بستن عقل و منطق در راهها و روشهاي حل مسائل و مشكلات.
معمولا دانشجويان رشته مديريت در گرايشهاي مختلف هنگام ياد گيري مديريت عقلاني با ابهامات زيادي مواجه مي شوند و شايد در موارد بسياري نتوانند كاربرد عقل در مديريت را به خوبي دريابند.براي روشن شدن بهتر موضوع بهتر است با ذكر يك مثال كاربردي موضوع را دنبال كنيم. وچه مثالي بهتر از مسئله و مشكل و يا بهتر است بگويم بحران آلودگي هوا.
سالهاست آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ به خصوص تهران گريبانگير مردم شده و عوارض خطرناكي همچون بيماريهاي قلبي و تنفسي و انواع سرطان و تومورهاي بدخيم و بيماريهاي ريه و خون را به مردم تحميل نموده است.
اگر شما مدير تاثير گذار و تصميم گيرنده در شهر و شهرداري بوديد چه كار مي كرديد؟چه تصميمي مي گرفتيد؟عقل را در تصميم گيري دخالت مي داديد؟
احتمالا براي اين كار مي بايست سراغ عوامل ايجاد كننده آلودگي هوا مي رفتيد.عوامل كاملا مشخص ومبرهن هستند و نياز به تخصص خاصي ندارد.بنزين بي كيفيت.بله بنزين ناخالص و بي كيفيت كه به بنزين پتروشيمي معروف است مقصر شماره يك و اصلي است.بااعمال تحريمها ونفروختن بنزين به ايران و حتي ندادن اكتان و الكل و بنزن وديگرموادمورد نياز تصفيه بنزين به كشور توسط صادر كننده هاي بزرگ اين مواد،پالايشگاهها و پتروشيميها به ناچار بنزين ناخالص و پايين تر از كيفيت يورو به پمپ بنزينها تحويل مي دهند .از احتراق ناخالص بنزين بد بو و غير استاندارد توسط ماشين ها به راحتي آلودگي در حجم وسيعي به شهرها وارد مي شود.
و اما مقصر شماره دو اتوموبيلهاي بنزيني و به خصوص گازوئيلي و موتور سيكلتهاي فرسوده وغيراستاندارداست.ميانگين عمر ناوگان حمل و نقل جاده ايي در ايران 35 سال است در حاليكه اين عدد مي بايست 10سال باشد؟ديدن صحنه هاي دود كردن اگزوز كاميونهاو اتوبوسها برا ي ما عادي و روز مره شده و چه بسيار مواردي پيش مي آيدكه ميني بوس و يا خاور كهنسال 60 سال پيش به محض تردد از يك خيابان به مدت 5 دقيقه هواي پر از دودي ايجاد مي كند كه تفس در آن تقريبا غير ممكن مي شود.دود زا بودن يكي از موارد تخلف محسوب شده و پليس مي تواند ماشين دود زا را جريمه و يا متوقف كند اما دريغ از يك مورد جريمه و يا توقف .انگار پليس راهنمايي و رانندگي از بين انواع تخلفات رانندگي فقط تجاوز از سرعت 120كيلوتر بزرگراهها را مي پسندد و تند و تند دوربين تله سرعت مي كارد و مامورانش در جاده ها به كمين مي نشينند؟!!
مقصر شماره سه كارخانجات ورشكسته توليد اتوموبيل داخلي هستند كه هنوز از تكنولوژي 40 سال پيش براي توليد ماشين استفاده مي كنند و براي كاهش هزينه توليد و افزايش سود باد آورده ،ريه و سلامت مردم را نشانه گرفته و گاها از تعبيه دستگاه كيت تصفيه هوا در اگزوز اتوموبيلها خود داري مي كنند.راستي چرا اين كارخانه ها ماشين برقي توليد نمي كنند؟!!
خوب حالا كه عوامل مهم آلودگي هوا مشخص شد شما به عنوان مدير تصميم ساز مي بايست به سراغ تك تك عوامل رفته و با پيشگيري و يا رفع آنها آلودگي را ازبين ببريد.اين يعني عقلانيت در مديريت.حال اگر شما به سراغ راههاي ديگري به غير از راههايي رفتيد كه ربطي به آلودگي نداشته و اصولا سبب ساز نيستند ،معضل آلودگي همچنان پا برجا مي ماندومشكل رفع نمي شود.مدير عقلاني راهي به جز پالايش صحيح بنزين استاندارد و متوقف كردن ماشينهاي فرسوده و دود زا و موتورسيكلتهاي خارج ازاستاندارد جهاني و نيز توليد ماشين هاي برق سوز ندارد و هر تصميمي كه خارج از حوزه عوامل توليد كننده آلودگي باشد محكوم به شكست و غير عقلاني است.
حال ببينيم كه طي 20 سال گذشته مديران شهري چه تصميم هايي براي رفع آلودگي هوا گرفته اند؟
شناخته شده ترين تصميم براي مبارزه با آلودگي هوا تعطيلي مدارس بوده است.دوم زوج و فرد كردن ماشينها از در منزل و به تازگي تصميم شگفتي انگيز نيم بهاء كردن بليط مترو!!!
شمارا به خدا بگوييد كه كدام يك ازاين تصميم ها ربطي به عوامل ايجاد كننده آلودگي دارند؟!!اگر اين تصميم ها چاره ساز بود كه بايد تا به حال جواب مي داد .اگر مي بينيد جواب نداده چه اصراري به اتخاد صد باره آنها طي بيست سال گذشته داريد؟!!به خدا جواب نمي دهد چون نه مدارس و نه پلاك ماشينها و نه پول بليط مترو از عوامل ايجاد كننده دود و دم نيستند.
يعني مي خواهيد بگوييد كه مشكل مردم 1000 تومان پول بليط مترو بوده و حالا كه 500 تومان شده همه مترو سوار شده اند و گفته اند آخ جون برويم مترو سوار شويم چون 500 تومان ارزان شده است؟!!
اگر خانه شما كثيف و پر از آشغال شده چاره اين است كه جارو برقي بخريد و آشغالها را جمع كنيد و الا با جابجا كردن تابلو نقاشي روي ديوار مشكل كثيفي خانه حل نمي شود چراكه تابلو عامل توليدزباله نيست و جابجايي چند صد باره آن عقلاني نبود و مشكل را حل نمي كند.
باز هم آلودگي و باز هم تعطيلي مدارس و زوج و فرد و نيم بهاء و باز هم آلودگي پابرجاست.....
عقلانيت و مديريت عقلاني كجاست؟!!
نوشته بابك
برچسب:
نویسنده: مریم موسوی