زلزله در ژاپن،سانحه هوایی در مالزی،مردی که 30 سال دخترش را در زیر زمین زندانی کرد،دستبرد دزدان به بانک ملت،ازدواج فلان هنر پیشه با فلان ورزشکار،حقوق بالای مدیران ارشد،حمله تروریستی در پاکستان،برکناری رئیس جمهوری ونزوئلا ،رکورد جدید دو و میدانی ،انتقال فلان بازیکن یا مربی فوتبال به فلان تیم اروپایی و ...هزاران خبر دیگر....
آیا واقعا نیازی هست که همه این چیزها را بدانیم؟
ما به طرز اعجاب آوری بمباران اطلاعاتی می شویم.اما به طرز اعجاب آوری کم می دانیم.چرا؟!
از حدود دو قرن پیش قالب مسمومی از اطلاعات را به نام "اخبار"خلق کردیم.اخبار برای ذهن به مثابه قند است برای سلولهای بدن:اشتهاء آور و جذاب ،سیری کاذب،سهل الهضم ولی در دراز مدت بسار مخرب.
دوستی می گفت:"از چند سال قبل تجربه ایی را شروع کردم.ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار.خرید تمامی مجلات و روزنامه ها را قطع کردم.خودم رااز شر رادیو و تلویزیون خلاص کردم.تمامی شبکه های خبری موبایلم را حذف کردم.چند هفته اول سخت بود و مدام می ترسیدم که چیزی را از دست بدهم.اما بعد از مدتی نگرش تازه ای یافتم.بعد از سه سال نتیجه اش شد :افکار صریح تر،دید ارزشمند تر،اتخاذ تصمیمات بهتر و زمان بسیار بیشتر برای زندگی.و بهترین نکته اینکه:هیچ چیز مهمی را از دست ندادم."
دلایل زیادی برای پرهیز از اخبار وجود داد از جمله:
1-مغز ما به انواع اطلاعات واکنشهای نامتناسبی نشان می دهد.اخبار جنجال برانگیز،غافلگیر کننده،مردم محور،پرسروصدا و پر از جزئیاتی که مدام در حال تغییر است ،همگی ما را تحریک می کنند.در حالیکه اطلاعات علمی،اجتماعی ،انسانی ،پیچیده و فراوری شده ،برای ما آرامش به ارمغان می آورند.تولید کنندگان خبر از این موضوع به نفع خود بهره برداری می کنند.داستان های هیجان انگیز،تصاویر پر زرق و برق و حقایق جنجالی ،توجه ما را بیشتر جلب می کند.آگهی دهندگان از روزنامه ها فضا می خرندو بودجه رسانه های خبری را به شرطی تامین می کنند که تبلیغاتشان خوب دیده شود ودرنتیجه کاری می کنند که هر نکته ظریف و انتزاعی و ادراکی که باعث روشن شدن افکار توده شود ،از برنامه رسانه ها حذف گردد.
2-اخبار بی ربط و نامربوط و پراکنده اند.برای اثبات موضوع بهتر است که یکی از هزاران خبری که در طول یکسال گذشته است را به یاد بیاوری!!یکی از اخباری که به تو کمک کرده تا در زندگی تصمیم بهتر و عاقلانه تری بگیری.تاثیر آن خبر را در پیشرفت کاری و زندگیت بسنج.اوضاع خود را با زمانی که این خبر را نمی دانستی مقایسه کن.
سازمان های خبری اصرار دارند که اخبار آنها به شما مزیت رقابتی می دهد.اما در واقع چنین ادعایی صحت ندارد.اگر اخبار واقعا به پیشرفت مردم کمک می کرد،خبرنگاران باید در راس هرم در آمدی قرار می گرفتند و همگی پولدار و موفق می شدند،در حالیکه آنها چنین وضعی ندارند!!
3-خواندن اخبار وقت تلف کردن است.برای مثال در حملات تروریستی 2008 هندوستان.تروریستها 200نفر را کشتند اما حتی اگر 1 میلیارد نفر از جمعیت هندوستان فقط یک ساعت از وقتشان را صرف توجه به این اخبار کرده باشند این یعنی توقف یک میلیون ساعت تلاش و کار و یا استراحت و روابط عاشقانه.نتیجه اینکه توجه به این خبر ضرر و زیانی به مراتب بیشتر از کشته شدن 200 نفر به جای گذاشته است.
4- در اکثر کتابهای روانشناسی اجتماعی از جمله کتاب دکتر حمزه گنجی ،تاکید شده است که توده و مردم طبقات پایین جامعه و کودکان و سالمندان بیشتر وقت خود را صرف تماشای تلویزیون و رسانه می کنند و هرچه قدر سطح سواد و شعور اجتماعی مردم یک کشور بالاتر می رود توجه آنها به اخبار و تلویزیون کمتر می شود.
5-توجه افراطی به اخبار و کانالهای خبری باعث پدیده "خبر زدگی و سیاست زدگی" می شود.در این پدیده مردم گرفتار خبر و سیاست ،هر پدیده و موضوع ساده و بدیهی زندگی را با عینک سیاست و توطئه می نگرند.برای مثال برخی مردم سیاست زده ایران ،دچار این توهم می شوند که فقط دو کشور مهم ایران و آمریکا وجود دارند و مردم آمریکا مدام به دشمنی با ایران فکر می کنند و قصد ضربه زدن و خرابکاری دارند و یا توهم توطئه انگلیسی که مردم خبر زده،دچار" سندرم استعمار انگلیس" می شوند و همه بدبختی ها و بی کفایتی ها و سوء مدیریت را به گردن انگلیس می اندازندو با رفع مسئولیت فردی و اجتماعی خود ،نقش قربانی را بازی می کنند.
6-توجه افراطي به خبر و كانالهاي خبري باعث ايجاد فاصله بين اعضائ خانواده شده و گاها مانع شكل گيري روابط صحيح و صميمانه بين والدين و يا بچه ها مي شود.بررسي ميداني در تعداد زيادي از خانواده هاي ايراني بيانگر اين است كه پدر خانواده شب هنگام كه در منزل حضور دارد بيشتر وقت خود را صرف تماشاي اخبار سياسي چهار گوشه دنيا كرده و وقت چنداني براي معاشرت با همسر و گفتگوي سازنده با فرزندان اختصاص نمي دهد.نتيجه اين سكوت و عدم حضور رواني پدر خانواده،افسردگي و ايجاد احساس ياس ونااميدي د رفرزندان شده و كانون خانواده به سمت بي تفاوتي و سردي گرايش پيدا مي كند.
نتیجه اینکه تنها راه دریافت دانش واطلاعت نمی تواند رسانه و اخبار باشد و به جای آن بهتر است وقت خود را صرف خواندن کتابها و مقالات معتبر و مطرح جهان نمود و با استفاده از سایتهای معتبر علمی راه پشرفت فکری را هموار نمود.کسانی بهتر می توانند فکر کنند و تصمیمات درستی در زندگی بگیرند که مطالعه علمی و نقادانه بیشتری داشته باشند و فقط شنونده صرف نبوده بلکه خودتصمیم گیرنده باشند و مسئولیت کارهای خود را بپذیرند.
نویسنده یاد داشت:بابک
منابع:
کتاب روانشناسی اجتماعی دکتر حمزه گنجی
کتاب هنر شفاف اندیشیدن رولف دوبلی
برچسب:
نویسنده: مریم موسوی