.... مهران مديري را دوست دارم و براي نبوغ او در طنز احترام قائلم و همانگونه كه در نوشته هاي قبلي اشاره كردم در حال حاضر تنها كسي كه در ايران طنز را مي فهمد و تفاوت آن را با لودگي و مسخره گي مي داند اوست.
كارنامه هنري مهران پر از كارهاي فوق العاده و خاطره انگيز است.ساعت خوش ،فهوه تلخ ، ... و اخيرا 5 عصر اما حكايت دور همي چيز ديگري است .ايكاش مهران مديري هيچوقت دست به ساخت اين شو تلويزيوني سخيف و پيش پا افتاده و مبتذل و توده پسند نمي زد.
جاي تاسف و حيرت است كه كارگردان نابغه ايي مثل مهران برگرد به عقب كرده و دست به ساخت مجموعه ايي چنين بي كيفيت و خالي از متن بزند.
مديري جان، تو را برتر از يك مجري خنك و بي مزه كه در تلويزيون ايران پر هستند مي دانم.تو كه رامبد جوان يا رشيد پور و جندين مجري بي مقدار و نچسب ديگرنيستي كه مثل تازه كارها ميشيني و با هنرمندان و اشخاص درجه 3 و4 سوال و جواب كليشه ايي و بي هدف و پوچ مي كني و تازه انتظار داري مردم به تو و حركاتت بخندند.
مثلا از هنر پيشه گمنام و يا نه اصلا مشهوري مي پرسي چند سالته؟!1 تا حالا عاشق شدي؟!!خانمها معمولا سنشونو نمي گن ؟!!و....دهها سوال تكراري و بي مزه كه خاص مجريان منفور و بي مقدار تلويزيون است نه تو.
مردم بيچاره و ساده دلي كه اكثرا از طبقات پايين جامعه هستند را به برنامه دعوت مي كني و بعنوان تماشا چي و ابزار از آنها استفاده مي كني .كارگردان اين شو ضعيف ،به مردم سياهي لشكر كه ابزار و آدم آهني برنامه هستند اشاره مي كند كه كي بخندند،كي دست بزنند و كي بلند شوند و كي .... شرم آور است .استفاده ابزاري از انسانها!! گيرم كه آنها ساده دل و بي خبرند ،تو كه مطلع و آگاهي!!!
مهران جان اين اقدام تو مثل بازيكن فوق ستاره ايي مثل مسي مي مونه كه اومده و مي خاد تو تيم ضعيفي مثل استقلال يا شموشك بازي كنه.يعني اين همه افت لول و كلاس كار تورا بايد باور كرد و يا تو هم فقط براي پول بيشتر با اسپانسر پولدار زد و بند كردي و هرجمله در ميان تبليغ اسپانسرت را مي كني؟!!
مديري عزيز دچار توهم و اشتباه نشوو دراين روزگار غريبي كه اكثر فيلمهاي سينمايي و سريالها براي عوام و مردم سطح پايين اجتماع ساخته مي شود و مورد پسند مردم نا آگاه و سطحي نگر بي تفاوت قرار مي گيرد،هنوز هستند آدمهاي آگاهي كه با خرد و عقلشان تو را قضاوت مي كنند و خيلي تاسف مي خورند كه بهترين چهره دوست داشتني دنياي هنر ايران هم پوپوليست شده و اين همه افت كرده است.
به خاطر كارنامه هنري پر بار و شخصيت سالمت هنوز هم دوستت دارم و اميدوارم پس از بر طرف شدن نياز مالي كه احتمالا تنها دليل ساخت مجوعه سخيف دور همي شده دوباره در كار بعدي به دوران اوج خود برگردي و متوجه شوي كه هنوز در ايران آدمهاي متفكر و با سواد زندگي مي كنند .
آدمهايي كه طنز را مي شناسند و همانند تو تفاوت لودگي و لوس بازي را با يك اثر هنري مي فهمند و دوست ندارند شخصيت آنها توسط برنامه هايي اين چنيني توسط تلويزيون مورد بي حرمتي و توهين قرار گيرد.
ياد داشتي از بابك اسماعيلي
برچسب:
نویسنده: مریم موسوی