خرید بک لینک

خرافات به سخنان پریشان و نامربوطی گفته می شود که خوشایند باشند . خرافه نام مردی از قبیله عَذره بود که ادعای ارتباط و مراوده با جن و پری داشت و مطالبی را از زبان آن ها بیان می کرد (دهخدا، ذیل « خرافات» ) .

دردایره التمعارف تشیعیع، خرافات اعتقادات بی اساسی دانسته شده که با عقل و منطق و علم و واقعیت سازگاری ندارد و مختص جوامع عقب مانده نیست؛ بلکه در جوامع پیشرفته نیز این گونه اندیشه های موهوم رواج دارد و علت عمده گرایش به این گونه باورها، تقلید کورکورانه است.(صدر حاج سید جوادی و دیگران ، 1378: 107/7- 108 )

بر اساس تعاریف ، این باورها کم و بیش در زندگی همه افراد وجود دارد و ریشه آن بر اساس روابط منطقی بنا نشده است. به نظر می رسد این باورها به عنوان مرهمی در جواب ناامنیهای افراد در زندگی رواج یافته است و درواقع ، نوعی تلاش ناگزیر برای نفوذ در آینده است تا در مسیر وقایع و حوادث برای خوشایندسازی بر امورتاثیر بگذارد.

با آنکه غیر منطقی بودن، جاهلانه بودن ، خیالی بودن و هیجان انگیز بودن ویژگی اساسی و مشترک بیشتر باورهاست، از این نکته نمی توان چشم پوشی کرد که باورها تأثیر غیرقابل انکاری بر رفتار انسان ها دارند. پیشرفت دانش بشر تأثیر مهمی بر محو بسیاری از باورها از صحنه زندگی داشته است (صرفی،1391:398) . برخلاف یادگیری مبتنی بر روابط علی، خرافات به عنوان فرایندی ناسازگار با فرایند یادگیری منطقی، بر پایه خطا استوار است.

خرافات نگرش یا رفتاری است که بر اساس ترس، تهدید ، عادت و عوامل ناشناخته ای به ذهن فرد خطور می کند تا بر اساس نگرشش از اتفاقات ناخوشایند جلوگیری کند. این رفتار بر مبنای کنش منطقی و روابط علت و معلولی نیست . اگر چه گسترش سطح سواد و فرهنگ عمومی چامعه منجر به کاهش اعتقاد خرافی می شود؛ اما باید اذعان کرد حتی انسان های مدرن نیز نمی توانند به طور کالم خرافات را رد کنند یا عملا از آن خلاص شوند. با اینکه رواج خرافات بر پایه های غیر عقلانی استوار است، بشر برای واداشتن به امری یا بازداشتن از کاری، تسکین ، تلقین و انتقال شر و در سطحی کلی برای جلب منفعت یا دفع ضرر از خرافات استفاده می کند .

فیلسوف سرشناس ، ارنست هگل، درباره پیدایش خرافات و افسانه ها نزد اقوام اولیه معتقد است که مبدأ و اصول همه آنها از احتیاجی طبیعی ناشی می شود که به صورت یک اصل علت و معلولی در قوانین عقلانی بروز می کند و در اثر حوادث طبیعی مانند رعد و برق، زمین لرزه ، خسوف، کسوف و غیره که تولید ترس یا تهدید به خطر می نماید،ایجاد می شود(هدایت، 1312: 10). از این رو، هر بخش از زندگی که در معرض تهدید بیشتری قرار می گرفته یا هراس درباره آن بیشتر بوده، زمینه مناسب تری برای ایچاد خرافه ها و تنوع باورها در آدمیان فراهم می کرده است.

خرافات در هر قوم و ملتی جایگاه خاصی دارد. هر فرد در طول شب و روز آگاهانه یا ناآگاهانه، در رفتار خود به شکل های گوناگون از باورها و اعتقادات خرافی استفاده می کند. حتی امروزه که بیشتر حوادث و مسائل را می توان با رویکرد علمی حل کرد و با نگاهی اندیشمندانه و عالمانه به آن ها نگریست هنوز برخی افراد به خرافات بافی مانده از نسل پیش از خود پایبندند و در فرایند جامعه پذیری و فرهنگ پذیری آن را به نسل بعد منتقل می کنند.

ویل دورانت درباره تاثیر هجوم مغول بر ایران خاطر نشان می سازد که هیچ یک از تمدن های بشری در مسیر خود به اندازه تمدن ایران در سده سیزدهم مسیحی آسیب ندیده است.

ترس و وحشتی که کشتار،ویرانی و خشونت بیگانگان در دل مردم ایجاد می کرد، تأثیر شدیدی بر ذهن مردم می گذاشت . عدم اطمینان فردا،ملکه ذهن آن هایی می شد که از این هجوم جان سالم به در برده بودند؛ زیرا به راستی هیچ کس از فردای خود مطمئن نبود. یکی از پیامدهای مهم این پدیده، انصراف از کار و تلاش و منتظر قسمت و تقدیر بودن شد. زندگی برای ایرانیان هیچ گاه منظم، مطمئن ، ملایم و مستمر نبوده و در نتیجه امید به آینده که لازمه تلاش و کوشش بود در ساختار فکری ایرانیان جایی نداشته است.(قاضی مرادی، 1384: 168)

رفتار خرافی رفتاری است که از طریق انتساب نادرست به علت و معلول به وجود آید. این رفتار جایگاه مهمی در فرهنگنامه و روان شناسی کسب کرده است .

عواملی در روان شناسی وجود دارند که دلیل گرایش به خرافه پرستی را توجیه می کنند:

مکانیم های فرافکنی

فرافکنی نوعی برون سازی فرایندهای ذهنی است که فرد طی آن خواسته ها و انگیزه های ناپذیرفتنی ای را که بازشناخت آن ها ممکن است نوعی احساس نامطلوب برایش ایجاد کند، به دیگران نسبت می دهد . این واکنش جبرانی و دفاعی انسان است تا به طور ناخودآگاه، عزت نفس خود را حفظ کند . ترکیبات و عباراتی چون «چرخ کج مدار»، «ملک کج رفتار»، « ای بخشکی شانس »، «بختم بسته شده» و« بختم برگشته» مرتب بر زبان برخی افراد می چرخد و علت شکست ها و ناکامی هایشان قلمداد می شود؛ در حالی که این افراد هیچ گاه به فکر یافتن علت اصلی و جبران شکست خود نیستند.

تقویت رفتارها

اسکینر از جمله نظریه پردازانی است که اساس نظریه خود را بر اصل تقویت رفتار بنا نهاده است. وی معتقد است هرگاه بین پاسخ و ظهور یک تقویت کننده پیوندی تصادفی وجود داشته باشد، رفتار حاصل را رفتاری خرافی می نامیم .

از جمله علل گرایش به خرافات ، واداشتن افراد به کاری است که دیگران و بعضا خود آنان از آن سود می برند؛ اما خود بدان واقف نیستند.

بازداری

تعجب آور نیست که مردم خرافاتی به سبب احساس اضطراب، افسردگی به عدم کنترل بر رویدادهای زندگی از نوعی آسب روانی رنج می برند. اگر افراد احساس امنیت نداشته باشند، بیشتر به خوش یمن یا بد یمن بودن رفتارها گرایش پیدا می کنند. درگذشته گاهی اوقات نیاز بود که افراد از انجام اموری که در جامعه نا پسند بود، بازداشته شوند و دلیل عقلانی و چه بسا زمینه و بستر عقلی لازم هم برای متقاعد کردن افراد وجود نداشت؛ از این رو، وانمود می شد که انجام این امور، منافع زندگی و سعادت فرد را به خطر خواهد انداخت یا حتی گاهی اوقات خطر عدم رعایت این امور متوجه زندگی افراد خواهد بود.

تسکین

مطالعات روان شناسی نشان می دهد معمولادر مواقع حساس و لحظاتی که عدم اعتماد و اطمینان به آینده وجود دارد خرافات زاده می شود، از جمله در رویارویی با مسائلی همچون تولد ، مرگ ، مرض، قحطی ، فقر ، حوادث طبیعی و پیشامدهایی از این قبیل که همیشه برای بشر اضطراب آور بوده و احساس شکست و ترس را در پی داشته است. در این مواقع ، از آن جا که انسان ها نمی توانستند از راه علم و منطق، دلایلی معقول برای توجیه اتفاقات ارائه نمایند، به اعتقادات خرافی گرایش پیدا می کردند تا از اضطراب و تشویش درونی رها شده و تسکین خاطر پیدا کنند.(داودیان و ساعدی،1344)

انتقال شر (بلاگردان)

تدابیری که انسان غیر متمدن چاره گر و در عین حال خودخواه بدان متوسل می شود تا خود را به قیمت درد و رنج همسایه اش آسوده سازد، بسیار است . نخست باید دانست شری که انسان در صدد است خود را از آن رها سازد لازم نیست حتما به انسانی منتقل شود، می توان آن را به شی ء یا حیوانی انتقال داد (فریزر،1382: 593). مردم اعتقاد دارند با ذبح حیوان می توان از وقوع بلا جلوگیری کرد . این شیوه در ایران کهن بسیار مرسوم بود و برای دفع شر و نحوست به قربانی حیوانات متوسل می شدند.

نمونه هایی از انتقال شر در چین ، هند آفریقا و مناطق دیگر نیز وجود دارد. اعراب برای مداوای درد رنج عشقی که سر به جنون و مالیخولیا بزند، ظرفی آب بر سر بیمار می گذارند و در آن سرب مذاب می ریزند . سپس سرب را د رمحلی باز و وسیع خاک می کنند. به این ترتیب ، رنج و حرمان از تن بیمار به در می رود(فریز، 1382: 595).

گاهی اوقات مردم برای حل مشکلات بر این باورند که با انجام دادن برخی اعمال و رفتار و خواندن وردها مشکلات حل شده و با این کار همه بدی هایی که احتمال وقوع داشت، مهار می شود و نوعی خوش یمنی به سراغشان می آیید. این تلقین نوعی آرامش را در پی دارد .

تكمله

خرافه رویا و توهم را در جامعه رواج مي دهد.خرافه جامعه را از کار و تلاش و توسعه باز می دارد، تن پروی و بیهوده گری را در مغز و روح تزریق می کند و درنهایت نوعی انفعال و بی حرکتی را موجب می شود.


برچسبها: خرافه, جهل, افسانه, ترس, رفتار
نوشته شده توسط babak در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۵ ساعت 11:53 | لینک ثابت |

برچسب: نویسنده: مریم موسوی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 15:16

صفحه بندی