در اينكه وجود مهد كودك براي والديني كه هر دو شاغل هستند ضروري و واجب است شكي نيست.در اينكه اكثر بچه هايي كه به مهد كودك مي روند رفتار اجتماعي پخته تري كسب مي كنند هم شكي نيست.
اما سوال اين است كه آيا بچه هايي كه به مهد كودك سپرده مي شوند خوشحالند؟،و ايا اگر دست خودشان بود و اختيار انتخاب داشتند باز هم مهد را به محيط گرم خانه ترجيح مي دادند؟
نتيجه تحقيقاتي كه از جواناني كه در كودكي در مهد كودك بزرگ شده اند نشان مي دهد كه اكثر آنان به اين موضوع اعتراض داشته و گله مند هستند و با حسرت از روزهايي ياد مي كنند كه به دور از پدر و مادر سپري كرده اند.
به رفتار كودكاني كه در مهد كودك در هنگام پخش موسيقي مي رقصند با دقت نگاه كنيد.چهره اكثر انها مكانيكي و خسته و بي روح است.انگاري كه مجبورند يك رفتار شرطي شده را تكرار كنند و از شادابي و طراوت و لذت خبري نيست.
كودكان در مهد كودك بيشتر مي آموزند كه مطيع و فرمانبر و ساكت باشند و اكثر والدين اين سكوت و مطيع شدن را به غلط تربيت مي دانند و از آن خشنود هستند.
پدر و مادر عزيز، اگر فشار اقتصادي داريد و مجبوريد بيش از حد كار كرده و يا هردو كار كنيد و وقت و فرصت كافي براي فرزند خود نداريد، در بچه دار شدن تجديد نظر كنيد و يا حد اقل به يك بچه بسنده كنيد و تعداد آنها را زياد نكنيد.
اگر آدم شلوغ و پر مشغله ايي هستيد به زاد و ولد بيشتر دقت كنيد و بچه ها را از خانواده به مهد كودك تبعيد نكنيد و مطمئن باشيد كه هيچ محيطي به اندازه كانون گرم خانواده براي بجه ها لذت بخش تر و مفيد تر نيست.
بجه هاي بينوا در بزرگسالي به خاطر مدرسه و دانشگاه و شغل مجبور به صبح زود بيدار شدن و تحمل اضطراب و استرس هستند، پس حد اقل بگذاريم از دوران كوتاه كودكي لذت ببرند و آنها را شكنجه روحي و جسمي نكنيم.
ياد داشتي كوتاه از بابك اسماعيلي
برچسب:
نویسنده: مریم موسوی